جستجو

نظر خوانندگان
پربیننده ترین مطلب
فراخوان سازمان های تندرو یهودی برای یورش دسته جمعی به مسجد الاقصی
خبری که بيش ترين نظرات را داشته است
بیش ترین مطلب چاپی
بازداشت 19 نفر از طرفداران حماس در کرانه باختری
بیش ترین مطلب ارسالی
متن کامل پیش نویس قطع نامه پایان اشغال فلسطین
... بعدی
  
 


 
  
 
    
جنگ 1967
جنگ 1967
[ 07/03/2007 - 03:23 ب.ظ ]

رژیم صهیونیستی از مقدار اراضی که در جنگ سال 1948م. از فلسطین جدا کرده بود، خوشحال نبود و تمایل شدیدی داشت تا برای باز کردن درها به روی مهاجرت شمار بیشتری از یهودیان شهرک نشین، بخش های دیگری از اراضی فلسطین و منطقه را تصرف کند. این رژیم همچنین در مرزهای خود با کشورهای عربی که 981 کیلومتر طول داشت، احساس عدم امنیت می کرد و برخی از شهرهای ساحلی در اشغال این رژیم فقط 15 کیلومتر از کرانه باختری فاصله داشت که این امر می توانست قلب مناطق تحت اشغال رژیم صهیونیستی را از سوی نیروهای کشورهای دیگر و فلسطینیان هدف قرار دهد.

از سوی دیگر رسانه های عربی به ویژه مصر (دوران جمال عبدالناصر) درباره توان و امکانات نظامی کشورهای عربی مبالغه فراوان می کرد و به مردم عرب که بی صبرانه منتظر ریختن یهودیان در دریا و آزادی فلسطین بودند، چنین القا می کرد که این ارتش ها توانایی مواجهه با رژیم صهیونیستی را دارند. اما راهبرد نظامی مصر بر خلاف آنچه شبانه روز در رسانه های مصری ادعا می شد، از زمان جنگ 1956 تا سال 1967میلادی همچنان یک راهبرد دفاعی باقی مانده بود و حتی بخش بسیار اندکی از طرح دفاعی "قاهر" که فرماندهی نیروهای مصری در دسامبر سال 1966 تدوین کرده بود به اجرا در آمد و بخش اعظم بودجه دفاعی به یمن اختصاص یافته بود و برای تقویت دیواره دفاعی در صحرای سینا تنها بودجه اندکی درنظر گرفته شده بود.[100]

اوضاع داخلی کشورهای عرب و روابط میان کشورهای عربی هم جای امیدواری باقی نگذاشته بود. ملت های عرب از بحران های مرتبط با نبود آزادی های سیاسی و نیز شیوع گسترده فساد سیاسی و اقتصادی و رسانه های وابسته به مراکز قدرت به شدت رنج می بردند. عبدالناصر نیز خود را به تعقیب اسلامگرایان به ویژه جماعت اخوان المسلمین و سرکوب آنان مشغول ساخته بود. عبدالناصر برای تقویت موضع خود "ایدئولوژی جایگزین" را که همان ایدئولوژی سوسیالیستی ـ ناسیونالیستی بود، ابداع کرد، اما این امر نیز هیچ توفیقی در جهت توسعه و استوار کردن پایه های قیام عربی و رشد توانایی های امت عربی متناسب با عقیده و تمدن و فرهنگ این امت حاصل نکرد. هر چند مردم عرب هنگامی که وحدت میان مصر و سوریه در فوریه سال 1958میلادی شکل گرفت، اندکی به هیجان آمد، اما دیری نپایید که با تجزیه این وحدت در سپتامبر سال 1961م. این شوق و اشتیاق نیز از بین رفت. ارتش مصر و بودجه این کشور در جنگ یمن و حمایت از انقلاب این کشور که از سال 1963 آغاز شده بود، از بین رفت. با آنکه جهان عرب در طول سال های 1964 و 65 و با آغاز برگزاری کنفرانس سران عرب از ژانویه سال 1964 شاهد همبستگی سیاسی ظاهری بود، اما طولی نکشید که در سال 1966 اختلافات میان سران عرب آغاز شد و جنگ رسانه ای به عنوان گزارش های رادیویی و روزنامه ها به ویژه در کشورهای همسایه فلسطین تبدیل شد. سران و پادشاهان کشورهای عربی در ژانویه 1964 میلادی بر سر تشکیل رهبری متحد ارتش های عربی توافق کرده و سرلشکر مصری علی علی عامر به فرماندهی کل این نیروها منصور شد اما اختلافاتی که از سال 1966 در میان کشورهای عربی بروز کرد، فعالیت این ارتش متحد را عملا متوقف ساخت و شماری از کشورهای عربی نیز دیگر جدیتی در همکاری با این ارتش از خود نشان ندادند و این وضع نیز یا با عدم اجرای دستورات این فرماندهی کل بود یا آنکه سهم خود از بودجه این ارتش را پرداخت نمی کرد یا با ورود نیروهای عربی به کشورهای خود مخالفت می کردند. این اقدامات اجرای برنامه های فرماندهی ارتش مشترک و طرح های آن را کاملا متوقف ساخت [102]

تأسیس سازمان آزادیبخش فلسطین در سال 1964 و آغاز عملیات مسلحانه جنبش فتح از ابتدای سال 1965 از عواملی بود که رژیم صهیونیستی را به تسریع تحرکات و تلاش ها برای ایجاد وضعیتی جدید جهت حفظ توان توسعه طلبی و امنیتش و کشاندن کشورهای عربی به سازش با این رژیم بر اساس شروط "اسرائیل" واداشت.

اقدام رژیم صهیونیستی در سرقت آب های رود اردن که کشورهای عربی از سال 1963 از آن آگاه بودند و نیز تخریب طرح ها و پروژه های کشورهای عربی برای استفاده از آب این رود، اوضاع را در منطقه بحرانی تر کرد.[103]

رژیم صهیونیستی یک سال پیش از آغاز جنگ، درگیری ها را تشدید کرد و بر همین اساس به روستای السموع در نزدیکی الخلیل در کرانه باختری رود اردن حمله کرد و بیش از 200 فلسطینی را به خاک و خون کشید. در جبهه سوریه نیز درگیری ها اوج گرفت و نیروهای رژیم صهیونیستی به حملات هوایی به پایگاه های سوریه دست می زدند. توپخانه سوریه نیز در مقابل شهرک های اشغالی مجاور مناطق مرزی را گلوله باران می کرد و به این ترتیب تهدیدات رژیم صهیونیستی علیه سوریه تشدید و خبرهایی از استقرار نیروهای "اسرائیلی" در مرزهای سوریه به ویژه در اوایل ماه مه 1967م. منتشر شد.[104]

مصر بر اساس توافق دفاع مشترکی که با سوریه امضا کرده بود اعلام کرد که در صورتی که سوریه هدف حمله واقع شود از همان لحظه اول وارد جنگ خواهد شد. مصر همزمان خواستار عقب نشینی نیروهای سازمان ملل از خط آتش بس با رژیم صهیونیستی شد و این نیروها در 23 مه 1967 از محل استقرار خود عقب نشینی کردند. مصر همچنین تنگه "تیران" در خلیج عقبه را نیز به روی کشتیرانی رژیم صهیونیستی بست که این امر حکایت از آن داشت که مصر خود را برای نبرد سرنوشت ساز با رژیم صهیونیستی آماده می کند، اما دو لشکر نظامی که مصر به صحرای سینا فرستاده بود حتی از عهده دفاع از مرزهای مصر نیز بر نمی آمد چه رسد به آزادی فلسطین. به بیانی دیگر، تدابیر عملی مصر همخوانی چندانی با مواضع تند سیاسی و اظهارات آتشین رسانه ای نداشت.

رئیس جمهور مصر چند روز پیش از آغاز جنگ از آمادگی کشورش برای جنگ خبر داده و گفته بود:" اگر اسرائیل به دنبال جنگ است ما هم آماده ایم. ما نخواهیم گذاشت که زمان و مکان جنگ را آنها تعیین کنند... ما باید آماده باشیم تا پیروز شویم... این آمادگی ایجاد شده است... و ما آماده مقابله با اسرائیل هستیم".[105]

آمریکا از جزئیات حمله "اسرائیل" آگاه و چراغ سبز چنین حمله ای را نیز به "اسرائیل" نشان داده بود. آمریکا همچنین در گمراه کردن مصر از میزان آمادگی "اسرائیل" نقش داشت و توانست از مصر تعهد بگیرد که آغازگر جنگ نباشد.[106] کار به جایی رسید که عبدالناصر خود اعلام کرد که "ما آغاز جنگ و ضربه اول را به "اسرائیل" وا می گذاریم"[107] به این ترتیب رژیم صهیونیستی موقعیت وارد آوردن ضربه اول را کسب کرد.آمریکا به رژیم صهیونیستی نیز اطمینان داد که در صورت مواجه شدن این رژیم با خطر از آن دفاع خواهد کرد. دولت آمریکا همچنین اطلاعات لازم را که از طریق ابزارهای جاسوسی و ماهواره های خود به دست آورده بود به رژیم صهیونیستی ارائه کرد. اما شوروی که همپیمان مصر تلقی می شد فقط به مصر فشار می آورد تا آغازگر جنگ نباشد و هیچ کمکی به این کشور در جهت کسب اطلاعات لازم از وضعیت استقرار نیروهای "اسرائیل" ارائه نکرد.[108]

"اسرائیلی ها" و آمریکایی ها و روس ها یقین داشتند که عبدالناصر خواهان جنگ نیست و حتی آمادگی آن را نیز ندارد و این امر نیز دست کم از وضعیت تحرکات ارتش مصر و آمادگی های نیروهای مصری قابل فهم بود. به این ترتیب تصمیم به جنگ را "اسرائیل" گرفت و آمریکا نیز پوشش مناسب را برای این امر فراهم کرد.

"اسرائیل" صبح روز 5 ژوئن 1967 [109] با بمباران نه فرودگاه مصر در مدت 3 ساعت و هر بار به مدت ده دقیقه، جنگ را آغاز کرد. بر اثر این تهاجم در حدود 80 درصد از نیروی هوایی مصر نابود شد بدون آنکه حتی از فرودگاه ها نیز به پرواز درآیند. حسین شافعی معاون وقت رئیس جمهور مصر در این رابطه به وجود "توطئه" یا "خیانت" در سطحی بلندپایه در مصر اشاره کرده است. وی در توجیه این موضوع می گوید که به چشم خود دیده است که هواپیماهای جنگی مصری در کنار هم و به صورتی منظم بمباران و نابود شده بودند، انگار که همه آنها برای نابودی آماده شده بودند. این اظهارات شافعی در برنامه "شاهد علی العصر" که تلویزیون "الجزیره" در نوامبر 1999 پخش کرد، ایراد شد.

به هر حال، نیروی هوایی مصر عملا از همان ساعات اولیه جنگ از میدان خارج شد. بخش اعظم نیروهای هوایی سوریه و اردن نیز در همان ساعاعت اولیه جنگ با اردن و سوریه به همان شکل نابود شد. بنابراین پوشش هوایی ارتش های عربی از بین رفت و یگان های نظامی زمینی و تانک ها و زرهپوش ها به شکار بسیار آسانی برای جنگنده ها و بمب افکن های ارتش رژیم صهیونیستی تبدیل شدند.

نیروهای زمینی "اسرائیل" از ظهر روز 5 ژوئن به مرزهای مصر رخنه کردند و بر مقاومت های محدودی که در غزه و رفح و خروبه و ابو عجیله و بیر جفجافه و غیره با آن مواجه بودند، چیره شدند. نیروهای صهیونیستی سپس به سوی کانال سوئز حرکت کردند. در عصر روز دوم جنگ (شش ژوئن) عبدالحکیم عامر فرمانده کل نیروهای مصری دستور عقب نشینی نیروهای این کشور از صحرای سینا را صادر کرد و این دستور می بایست در مدت یک شب به اجرا گذاشته می شد!! مصر در شب 7 ژوئن اعلام کرد که درخواست توقف جنگ را می پذیرد و این موضوع را به اطلاع دبیر کل سازمان ملل رساند و حال آنکه نیروهای متجاوز رژیم صهیونیستی در تاریخ 8 ژوئن نیز همچنان در حال تکمیل اشغال صحرای سینا بودند.

نبردها در جبهه اردن نیز در 5 ژوئن و پس از آن آغاز شد که هواپیماهای جنگی رژیم صیهونیستی 32 فروند از هواپیماهای فوکر هانتر (تمام هواپیماهای اردن) را در زاغه های خود در فرودگاه های امان و "المفرق" نابود کردند. نبردهایی در مناطقی از قدس و جنین و قباطیه و الخلیل آغاز شد و در شب 7 ژوئن کلیه خطوط دفاعی اردن در هم شکست و به نیروهای اردنی دستور داده شد که به شرق رود اردن عقب نشینی کنند. رژیم صهیونیستی در روز 7 ژوئن کرانه باختری رود اردن و قدس شرقی را به اشغال درآورد. نظامیان صهیونیست در آن روز وارد حرم مسجد الاقصی شدند و فریاد می زدند "محمد پشت دختران مرد" منظورشان رسول گرامی اسلام (ص) بود. نظامیان متجاوز صهیونیست فریاد می زدند:" ای انتقام گیرندگان خیبر" آنان به این وسیله قصد داشتند چنین بگویند که انتقام شکست یهودیان را 1340 سال پیش که در خیبر صورت گرفته بود، گرفته اند.

در جبهه سوریه نیز نبرد در روز 9 ژوئن و پس از آن آغاز شد که نیروهای رژیم صهیونیستی از جبهه های مصر و اردن فارغ شده بودند. جنگ در این جبهه نیز در روز دهم ژوئن با اشغال بلندی های جولان به دست نیروهای اشغالگر صهیونیست به پایان رسید. این امر ضربه بزرگی برای سوری ها به شمار می آمد، زیرا بلندی های جولان از مزایای راهبردی و امکانات دفاعی بسیار زیادی ـ به سبب کوهستانی بودن منطقه ـ برخوردار بود و فرماندهی ارتش سوریه نیز صهیونیست ها را تهدید کرده بودند که در صورت آغاز جنگ آنان سرنوشت بسیار سیاهی خواهند داشت و کار به جایی رسیده بود که یکی از شعارهای رسانه های سوریه این بود که "هواپیماهای میگ (ساخت شوروی) با تقدیر هم مبارزه می کنند"[110] کار به جایی رسیده بود که مجله "ارتش ملی سوریه" در تاریخ 25 آوریل سال 1967میلادی با انتشار سرمقاله ای خواستار "ایجاد انسانی سوسیالیستی ـ عربی نوین" شده بود "که یقین دارد که خدا و ادیان و همه ارزش هایی که در گذشته بر جامعه حاکم بودند جز مترسکی نیستند که به موزه های تاریخ سپرده شده اند"!!! [111] اهانت به عقیده و تمدن امت اسلامی در آن وقت نشان می داد که منادیان این تفکر چقدر از ضعف اراده جنگ رنج می برند.

این همان نبرد یا فاجعه ای بود که عرب ها به مدت 19 سال مشتاق دیدن آن بودند! مردم کشورهای عرب پس از آن بود که فهمیدند رسانه های عربی و رهبران سیاسی آنها چقدر آنان را گمراه کرده و فریب داده بودند.

در اینجا به بخشی از زیان هایی که به هر یک از طرف ها در این جنگ وارد آمد اشاره می شود.

نیروهای مصری در این جنگ در حدود 10 هزار کشته و مفقود داشتند و 5500 نفر از نیروهای مصری هم به اسارت دشمن درآمدند. حدود 80 درصد از تجهیزات جنگی و نظامی ارتش مصر نیز در این جنگ نابود شد که شامل 800 تانک، 450 توپ، 10 هزار دستگاه خودرو، 305 فروند هواپیما (از مجموع 360 هواپیمای این کشور) بود.

نیروهای اردنی هم در این جنگ 6049 کشته و 792 زخمی داشتند و 150 دستگاه تانک این کشور نیز در جنگ نابود شد.

ارتش سوریه نیز در این نبرد حدود هزار کشته و 560 اسیر داشت و 60 فروند هواپیما (از مجموع 120 فروند هواپیمای این کشور) به همراه 70 دستگاه تانک ارتش این کشور نیز منهدم شد. صهیونیست ها همچنین 150 دستگاه تانک را به غنیمت گرفتند. شمار کشته های صهیونیست ها در انی جنگ به گفته هرتزوگ 764 نفر بود که 338 نفر از آنان در جبهه مصر و 285 نفر دیگر در جبهه اردن و 141 نفر نیز در جبهه سوریه به هلاکت رسیدند. شمار زخمی های صهیونیست ها نیز ( بنابر آنچه در دایرة المعارف فلسطین آمده است) حدود 800 نفر در جبهه مصر، 1453 نفر در جبهه اردن و 306 نفر در جبهه سوریه بود. [112] صهیونیست ها همچنین 26 فروند هواپیمای جنگی و 10 فروند هواپیمای حمل و نقل را در کلیه جبهه ها از دست دادند.[113]

 مهم ترین نتایج جنگ سال 1967 نیز به قرار ذیل است:

1. "اسرائیل" باقی مانده مناطق فلسطین از جمله کرانه باختری ( به مساحت 5878 کیلومتر مربع)، نوار غزه (به مساحت 363 کیلومتر مربع) و صحرای سینای مصر به مساحت (61198 کیلومتر مربع) و بلندی های جولان سوریه به مساحت 1150 کیلومتر مربع را به اشغال خود درآوردند و به این ترتیب مساحت اراضی که رژیم صهیونیستی بر آن سیطره یافته بود به 89359 کیلومتر مربع بالغ شد.

2. حدود 330 هزار فلسطینی آواره شدند.

3. رژیم صهیونیستی بر منابع آبی رود اردن سیطره یافت و تنگه های "تیران" و خلیج عقبه به روی کشتیرانی رژیم صهیونیستی گشوده شد.

4. رژیم صهیونیستی خطوط دفاعی جدیدی ایجاد کرد و عمق استراتژیک مناسبی برای این رژیم جهت مقابله با حملات خارجی پدید آمد.

5. مناطق جدیدی از اراضی عربی اشغال شد و پس از این هدف عرب ها به تلاش برای باز پس گیری اراضی اشغال شده در سال 1967 ـ و نه مناطق اشغالی 1948ـ معطوف شد.

6. قدرت نظامی مصر و اردن و سوریه نابود شد.

7. ناتوانی رهبری عربی و عدم هماهنگی میان آنان و عدم جدیت آنان برای آزادسازی فلسطین آشکار شد.

8. مقاومت مسلحانه فلسطینیان آغاز و روز بر روز بر شدت آن افزوده شد و پس از آنکه ناتوانی دنیای عرب آشکار شد، هویت ملی فلسطینی که در تلاش بود تا ابتکار را خود به دست گیرد، ظهور یافت.

بالا