جستجو

نظر خوانندگان
پربیننده ترین مطلب
مشعل: برخی طرف های بین المللی مانع از تحقق آشتی ملی می شوند
خبری که بيش ترين نظرات را داشته است
بیش ترین مطلب چاپی
گردان هاي قسام: انتقام خون بطران را خواهيم گرفت
بیش ترین مطلب ارسالی
گردان هاي قسام: انتقام خون بطران را خواهيم گرفت
... بعدی
  
 


 
  
 
 
گاه شمار فلسطین
31 July
2006
کشف 30 پیکر شهید لبنانی در شهرک "صریفا" واقع در جنوب لبنان در حمله هوایی اشغالگران به این شهرک
2004
ارتش رژیم صهیونیستی پس از یک ماه کامل به شکستش در جلوگیری از شلیک موشک های قسام اقرار کرد و اقدام خود در ممانعت از حملات موشکی مبارزان فلسطینی را "احمقانه" خواند.
2002
بر اثر انفجار یک بمب در رستورانی در دانشگاه عبری در قدس اشغالی عده ای صهیونیست کشته و زخمی شدند. گردان های شهید عز الدین قسام مسئولیت این عملیات را به عهده گرفت.
2001
جنگنده های رژیم صهیونیستی با حمله به دفتر اطلاع رسانی جنبش مقاومت اسلامی حماس جمال سلیم و جمال منصور و شماری از خبرنگاران را به شهادت رسیدند. در این حمله وحشیانه همچنین دو کودک نیز شهید شدند.
... آرشيو
مقاومت و وضعيت سياسی فلسطين تحت اشغال نيروهای انگليسی
نسخه چاپی ارسال
مقاومت و وضعيت سياسی فلسطين تحت اشغال نيروهای انگليسی
[ 14/03/2007 - 10:51 ق.ظ ]

جنبش ملی فلسطین از 1918 تا 1929

جنبش ملی فلسطین به خصوص از سال 1918 تا 1929 م . بر مقاومت مسالمت آمیز با پروژه صهیونیسم تاكید داشت و تلاش می كرد كه دولت انگلیس را به صرف نظر از وعده بالفور اقناع كند و همچنان به لغو این وعده امیدوار بود . از سوی دیگر ، جنبش صهیونیسم هم به اقدامات عملی خطرناكی دست نزده بود . همچنین رهبری فلسطین در آن زمان معتقد بود كه فلسطینیان ابزارهای لازم برای تحمیل خواست خود بر انگلیسی ها را در اختیار ندارند .

رهبری فلسطین هم از اراده ای قوی برای استفاده از روش های شدیدتر علیه انگلیسی ها برخوردار نبود . نداشتن مهارت سیاسی و رقابت های عشیره ای بر سر رهبری ( میان طایفه حسینیه و نشاشیبیه ) که انگلیس در برانگیختن آن نقش عمده ای داشت، به نوبه خود جنبش ملی فلسطین را تضعیف كرد . اما این تاثیری در موضع اصولی فلسطینیان در قبال پروژه صهیونیسم و استعمار بریتانیا و مطالبات سیاسی ملی نداشت .

از سوی دیگر، رهبری فلسطین اولین هیأت اعزامی خود را در ژوئن 1921 به لندن فرستاد . این هیأت با ونستون چرچیل وزیر مستعمرات انگلیس و تعدادی از مقامات انگلیسی دیدار كرد . اما انگلیس توجهی به خواسته های این هیأت نكرد و تلاش های آن بی فایده ماند . البته موفق شد نظر مجلس اعیان انگلیس را در مخالفت با بیانیه بالفور جلب كند . از سوی دیگر ، تلاش بریتانیا برای تشكیل مجلس قانونگذاری فلسطین در سال 1923 را كه عملا مجلسی فرمایشی و بدون قدرت تصمیم گیری بود، ناكام گذاشت . دیدار بالفور از فلسطین در سال 1920 م . اعتراضاتی را درمیان فلسطینیان به دنبال داشت و سراسر فلسطین در آن روز شاهد اعتصاب عمومی بود .

در پنجمین كنگره فلسطین در تاریخ 25-22 آگوست 1922 میثاق و پیمانی ملی به تصویب شركت كنندگان رسید . آن ها بدین شیوه سوگند یاد كردند : « ما نمایندگان ملت عرب فلسطین در پنجمین كنگره فلسطین در نابلس در پیشگاه خداوند و در برابر تاریخ و ملت خود سوگند یاد می كنیم كه به تلاش های خویش برای رسیدن به استقلال سرزمین مان ادامه دهیم و از وسایل و ابزارهای مشروع برای تحقق وحدت ملی بهره جوییم . به هیچ وجه ایجاد وطن ملی برای یهودیان را نخواهیم پذیرفت و با مهاجرت آن ها ( به فلسطین ) هم به شدت مخالف هستیم

در طول این سال ها 1918 تا 1929 سه قیام مردمی و به عبارت دیگر سه انتفاضه روی داد كه كاملا از خشم زیاد ملت فلسطین نسبت به طرح صهیونیسم حکایت داشت . هدف این انقلاب ها اعلام خشم مردم نسبت به اقدامات یهودیان بود و تلاش شد تا بنا به دلایل مذكور از برخورد با انگلیسی ها اجتناب شود . اما انگلیسی ها نقشی اساسی در سركوب این انقلاب ها داشتند . انقلاب « پیامبر موسی » در تاریخ 10-4 آوریل 1920 م . در قدس منجر به كشته شدن پنج یهودی و زخمی شدن 211 نفر دیگر و شهادت پنج فلسطینی و زخمی شدن 24 نفر شد . انقلاب یافا هم در تاریخ 1 مه 1921 به وقوع پیوست و تا پانزدهم همین ماه ادامه داشت . این قیام از یافا شروع شد و بخش هایی از شمال فلسطین را فرا گرفت . در جریان این قیام مردمی 47 صهیونیست كشته و 146 نفر دیگر هم زخمی شدند . همچنین 48 فلسطینی شهید و 73 نفر دیگر زخمی شدند . قیام براق نیز در 15 آگوست 1929 شعله ور شد و تا دوم دسامبر همین سال ادامه داشت . مسلمانان برای دفع تجاوزات یهودیان به دیوار براق « دیوار غربی مسجد مبارك الاقصی » دست به این قیام زدند . این قیام همه مناطق فلسطین را در برگرفت و در جریان آن 133 یهودی كشته و 339 نفر دیگر هم زخمی شدند . همچنین 116 فلسطینی شهید و 232 نفر دیگر هم در این انتفاضه زخمی شدند . بیش تر فلسطینیان در این سه قیام به دست نیروهای انگلیسی كشته و زخمی شدند . حاج امین الحسینی مفتی قدس نقشی اساسی در قیام های مردمی پیامبر موسی و براق داشت . اما رهبری سیاسی فلسطین همچنان روش های مسالمت آمیز را در پیش می گرفت و تلاش می كرد كه مردم را آرام كند . در این جا باید به این مطلب مهم هم اشاره كرد كه شخصیت های اسلامی این سه انقلاب را راهبری می كردند و این قیام ها در برانگیختن احساسات ملی مردم علیه صهیونیست ها و طرح های آن ها بسیار مؤثر واقع شدند .

جنبشملیفلسطیناز 1929 تا 1939

 قیامبراقدرسال 1929 آغازیكدههجدیدازمقاومتومبارزهشدیدباصهیونیستهاواستعمارانگلستانبود. اوجاینمقاومتهارامیتواندرانقلاببزرگفلسطین (1939ـ1936) مشاهدهكرد. ضمنادرایندههخطرحضوریهودیهاوصهیونیستهادرفلسطینهرچهبیشترافزایشیافت،بهویژهآنكهپسازمهاجرتبیشاز 152 هزاریهودیدرسالهای (1935ـ1930) شماریهودیانساكنفلسطینكهتاسال 1929، 156 هزارنفربود،درایندورهتامیزاندوبرابرافزایشیافت. بیشترمهاجرانجدیدرایهودیانآلمانیتشكیلمیدادندكهاصولابازرگان،تاجرویادانشمندانمتخصصدرزمینههایمختلفبودند. گفتنیاستكهدرهمیندورهیهودیانتوانستند 229 هزاردونمازاراضیفلسطینیهارادراختیاربگیرندوبرایرسیدنبهمقاصدشاناقدامبهقاچاقاسلحهكردندكهدوموردازآندرتاریخ 15 مارس 1930 و 16 اكتبرسال 1935 لورفت.

نیمه اول دهه سی شاهد افزایش فعالیت های سیاسی و ملی فلسطینی ها در صحنه های مختلف ‏‌ و همچنین مبارزه مستقیم و گسترده با انگلستان به عنوان منشا اصلی تمام مصیبت ها و گرفتاری های ملت فلسطین بود . در این دوره احزاب مختلفی در فلسطین شكل گرفتند . نخستین حزب به نام « استقلال »‌ در آگوست سال 1932 تشكیل شد . این حزب نقش مهمی را در مبارزه با دشمن انگلیسی ایفا كرد . حزب استقلال از اواسط سال 1933 به بعد ضعیف شد . در مارس سال 1935 فلسطین شاهد تشكیل حزب عربی فلسطین بود كه به اولین حزب مردمی تبدیل شد و از حمایت مفتی بزرگ « حاج امین الحسینی »‌ و ملت فلسطین برخوردار بود . علاوه بر حزب عربی فلسطین، جمعیت ها و انجمن ها و حرکت های پیشاهنگ دیگری نیز در این دوره ظهور كردند كه از آن جمله باید از انجمن جوانان مسلمان یاد كرد . گفتنی است که در این دوره گروه های مخفی نظامی و مبارزاتی مختلفی ظهور كردند كه از آن جمله باید به جنبش « جهاد » به رهبری شیخ عزالدین القسام و « سازمان جهاد مقدس » به رهبری عبدالقادرالحسینی اشاره كرد . ضمنا حاج امین الحسینی به صورت مخفیانه بر « سازمان جهاد مقدس »‌ نیز نظارت می كرد .

گروه های كوچك انقلابی دیگری نیز در سال های 1929 تا 1939 شكل گرفتند كه شدیدا با نیروهای استعمار انگلیس درگیر شدند . از جمله این گروه ها می توان به « الكف الاخضر » اشاره كرد .

گفتنی است كه در این دوره، فلسطینی ها دیگر امیدشان را نسبت به استفاده از راه های مسالمت آمیز در دستیابی به حقوق از دست رفته شان از دست دادند . حاج امین الحسینی در این باره گفته است : « تا سال 1932 هنوز اندك امیدی برای دست یابی به حقوق از دست رفته از طریق راه های مسالمت آمیز و قانونی بود ولی با گذشت زمان، همان امید را نیز از دست دادیم و جز در پیش گرفتن راه شهادت چاره ای نداشتیم

در یادداشت‌های مدیر بخش اطلاعات پلیس فلسطین در این باره آمده است: «خشم فزاینده‌ای در میان اقشار مختلف ملت فلسطین نسبت به قیمومت انگلستان بر فلسطین و حكومت نظامی آن در این سرزمین دیده می‌شود و عرب‌ها كه روزگاری به این امید بودند كه انگلستان حقوق‌شان را باز می‌گرداند،‌ دیگر امیدشان به یاس مبدل شده است.»

از جمله عوامل مهمی ‌كه تاثیر قابل توجهی در انتشار اندیشه‌های ضد انگلیسی داشت‏،‌ می‌توان به شكست ماموریت هیأت اعزامی فلسطین به لندن كه در مارس1930 و به ریاست موسی كاظم الحسینی انجام شد و همچنین بی توجهی دولت انگلستان به نقطه نظرات جان هوپ سمپسون J.H.SIMPSON اشاره كرد. سمپسون كارشناس مسائل اسكان، از سوی دولت انگلستان مسئول بررسی وضعیت فلسطین شده بود و پس از بررسی‌های مختلف و موشكافانه اعلام كرد كه فلسطین هیچ زمین اضافی ندارد كه بتوان آن را در اختیار مهاجران یهودی قرار داد. وی توصیه كرد كه باید میزان مهاجرت یهودیان به این كشور را كاهش و یا متوقف ساخت‏، البته این مسئله وقتی باعث بحرانی‌تر شدن بیش‌تر اوضاع شد كه دولت انگلستان ابتدا در «كتاب سفید» خود كه انتشار آن به اكتبر سال 1930 میلادی برمی‌گردد، وعده داده بود كه مهاجرت یهودیان را متوقف می سازد. طولی نكشید كه در فوریه سال 1931 میلادی با انتشار «كتاب سیاه»‌ التزام و پایبندی خود را نسبت به طرح (مهاجرت) صهیونیست‌ها اعلام كرد و عملا مفاد «كتاب سفید» را نقض كرد.

گفتنی است كه در همین دوره ملت فلسطین توانست كه بعدی عربی و اسلامی به مسئله فلسطین بدهد. ضمنا گزارش‌هایی كه در ماه می ‌سال 1931 انتشار یافت از ظهور جنبشی انقلابی و مبارزاتی برای نجات كشورهای عربی به ویژه سوریه و فلسطین حكایت داشت. شكیب ارسلان كه یكی از امرای مسلمان لبنان بود،‌ رهبری و هدایت این جنبش را بر عهده گرفت. از دیگر چهره‌های برجسته‌ای كه در این زمینه با شكیب ارسلان همكاری داشتند،‌ باید به حاج امین الحسینی و «شوكت علی» رهبر برجسته هندی اشاره كرد. ضمنا این جنبش ارتباط گسترده‌ای با رهبران جنبش‌های عربی در عربستان،‌ عراق،‌ شام و مصر داشت، ولی در نهایت با شكست مواجه شد. گفتنی است كه در كنفرانس 7 تا 71سال1931جنبش مذكور كه در شهر قدس و به ریاست حاج امین الحسینی برگزار شد، 22 نماینده از كشورهای مختلف اسلامی شركت داشتند كه از آن جمله می‌توان از شخصیات‌های مسلمان برجسته‌ای مانند «شیخ محمد رشید رضا»،«محمد اقبال لاهوری» اندیشمند مسلمان پاكستانی،‌ «شوكت علی» رهبر بزرگ هند،‌ «عبدالعزیز ثعالبی» رهبر تونس و «شكری القوتلی» رهبر سوریه یاد كرد. این جنبش طرح‌هایی همچون تأسیس یك دانشگاه اسلامی،‌ تشكیل مؤسسه‌ای برای حفظ زمین‌های فلسطینی‌ها و همچنین تشكیل كمیته‌های پیگیری مسائل فلسطین در كشورهای مختلف را به تصویب رساند، ولی این طرح‌ها به خاطر آنكه بیش‌تر كشورهای اسلامی در زیر سیطره استعمار انگلیس بودند و انگلیسی‌ها نیز تلاش زیادی برای ناكام گذاردن این گونه طرح‌ها می‌كردند،‌ اجرا نشد.

مقاومت و مبارزه مسلحانه در آغاز به وسیله گروه «الكف الاخضر» شروع شد. این سازمان بلافاصله پس از قیام براق و به رهبری «احمد طافش» شكل گرفت و عملیات‌های نظامی را بر ضد یهودیان و انگلیسی‌ها انجام داد، ولی حملات مستمر و فزاینده انگلستان به این گروه در نهایت به از هم پاشیدن و دستگیری رهبر آن در سال 1930 انجامید.

در اكتبر سال 1933 اعتراضات رهبران سیاسی فلسطین شكل جدی‌تری به خود گرفت و دو تظاهرات گسترده اعتراض‌آمیز در شهر قدس و یافا در 13و27 اكتبر همین سال برپا شد. رهبران سیاسی فلسطین خود نیز در این تظاهرات شركت داشتند. نخستین تظاهرات از مسجدالاقصی آغاز شد و دومین تظاهرات نیز پس از اقامه نمازجمعه در یافا شكل گرفت. در این میان استعمارگران انگلیسی درصدد بودند كه با استفاده از قدرت و توان نظامی خود،‌ مانع از برگزاری تظاهرات شوند كه این مسئله در نهایت باعث كشته شدن 35 فلسطینی و زخمی شدن 255 تن شد. به دنبال گسترش دامنه تظاهرات و افزایش درگیری‌ها میان انگلیسی‌ها و فلسطینی‌ها در قدس،‌ نابلس،‌ بئرالسبع و اللد شمار قربانی‌ها افزایش یافت و فلسطینی‌ها دست به اعتصاب عمومی هفت روزه زدند. گفتنی است در جریان تظاهرات ماه اكتبر فلسطین 12 تن از رهبران فلسطین از جمله سه نفر از اعضای كمیته اجرایی بازداشت شدند و موسی كاظم الحسینی نیز در تظاهرات یافا به شدت مجروح شد و به دنبال شدت جراحات در مارس سال 1934 در سن هشتاد و یك سالگی به شهادت رسید. جنبش «الجهادیه» به همت شیخ عزالدین القسام بنیاد نهاد شد. ریشه‌های شكل‌گیری و ظهور این جنبش به سال 1925 باز می‌گردد. این جنبش جهادی،‌ اسلام را به عنوان مرام و مسلك خود انتخاب و فعالیت‌های خود را به صورت مخفیانه و با شعار «سرانجام جهاد،‌ پیروزی یا شهادت است» در شمال فلسطین و در میان كارگران و كشاورزان آغاز كرد. «شیخ عزالدین القسام» توانست 200 تن از یاران خود را سازمان‌دهی كرده و حدود 800 تن را بسیج كند. این جنبش در جریان قیام براق به صورت مخفیانه فعالیت‌های مبارزاتی داشت و در نیمه اول دهه 30 موفق به انجام عملیات‌های نظامی شد. در نوامبر سال 1935، جنبش مذكور رسما اعلام موجودیت كرد و وارد جنگ با دشمن انگلیسی شد و در 20 نوامبر سال 1935 در درگیری میان اعضای جنبش و پلیس انگلیس كه در منطقه «احراش»‌ رخ داد،‌ شیخ به همراه دو تن از یارانشان شهید شدند‏،‌ البته این نقطه پایان نبود و «شیخ فرحان السعدی» سكان رهبری و هدایت آن را عهده‌دار شد. ضمنا جنبش «الجهادیه» نقش مهمی را در انقلاب بزرگ فلسطین (1939ـ 1936) ایفا كرد.

سازمان جهاد مقدس زیر نظر حاج امین الحسینی فعالیت می‌كرد. ایشان شخصیتی ملی و اسلامی بودند و فعالیت سازمانش در قدس متمركز بود. شمار اعضای آن در سال 1935 به 400 نفر رسید و توانست در انقلاب بزرگ فلسطین نقش آفرینی كند.

انقلاب بزرگ فلسطین از 1936 تا 1939

انقلاب بزرگ فلسطین یكی از بزرگ‌ترین انقلاب‌ها در تاریخ نوین فلسطین است. این انقلاب در 15 آوریل سال 1936 و به دست یك گروه قسامی به رهبری «شیخ فرحان السعدی»‌ و با قتل دو یهودی آغاز شد. پس از آن حوادث مختلفی روی داد كه واكنش‌های شدید و خشمگینانه طرف عربی و یهودی را به دنبال داشت. در تاریخ 20 آوریل همان سال ملت فلسطین دست به اعتصاب عمومی زد. از دیگر رخدادهای این دوره باید به وحدت احزاب عربی فلسطین و همچنین تشكیل كمیته عالی عربی به ریاست حاج امین الحسینی اشاره كرد. كمیته مذكور در 25 آوریل سال 1936 تشكیل شد و بر تداوم اعتصاب تا تحقق خواسته‌های ملت فلسطین در تشكیل یك دولت فلسطینی و توقف مهاجرت یهودیان تاكید داشت. اعتصاب عمومی فلسطینی‌ها 178 روز (در حدود شش ماه) به طول انجامید و به عنوان طولانی‌ترین اعتصاب عمومی در تاریخ جهان به ثبت رسید. این اعتصاب عمومی در فلسطین با انقلاب بزرگ همراه بود. مرحله اول انقلاب بزرگ فلسطین در 12 اكتبر سال 1936 و به درخواست پادشاهان و روسای كشورهای عربی و به منظور ایجاد بستری مناسب برای حضور گروه تحقیق انگلیسی و بررسی اوضاع فلسطین و ارائه نتایج تحقیقات متوقف شد. كمیته پیل نتایج تحقیقات خود را در سال 1937 ارائه داد و پیشنهاد كرد كه فلسطین میان یهودی‌ها و عرب‌ها تقسیم شود. پیشنهاد كمیته پیل شعله‌های انقلاب را مجددا در میان مردم برانگیخت كه نشانه‌های آغازین آن را باید در ترور اندرو Andrews حاكم انگلیسی استان الجلیل به دست نیروهای قسامی جستجو كرد. استعمار انگلستان در پی ترور اندرو در 26 سپتامبر 1937 دست به اقدامات سركوبگرانه شدیدی زد و مجلس اعلای اسلامی،‌ كمیته عالی عربی و كمیته‌های ملی را منحل كرد و در صدد بازداشت حاج امین الحسینی برآمد. ایشان در نیمه‌های اكتبر سال 1937 به لبنان رفتند و از همان جا هدایت انقلاب را به عهده گرفتند،‌ البته در این میان استعمارگران انگلیسی 4 تن از اعضای كمیته عالی عربی را بازداشت و به الجزایر و سیسیل تبعید كردند.

انقلاب بزرگ فلسطین در تابستان سال 1938 دوباره اوج گرفت و مبارزان موفق شدند كنترل برخی از مناطق روستایی و همچنین شماری از شهرها را به مدتی كوتاه در دست بگیرند. در همین زمان حكومت انگلستان در فلسطین فروپاشید و به قطع می‌توان گفت كه اگر مسئله محدود به رویارویی میان یك ملت استعمار شده و یك حاكمیت استعمارگر بود،‌ شاید در نهایت به عقب‌نشینی اشغالگران و دستیابی ملت فلسطین به حقوق از دست رفته‌شان می‌انجامید، ولی طرف یهودی ـ صهیونیستی به خاطر نفوذ و ماهیت پلیدش،‌ انگلیسی‌ها را برای تداوم دشمنی‌هایش با ملت فلسطین تحت فشار قرار می‌داد. فشارهای صهیونیست‌ها در نهایت باعث شد كه انگلستان شمار زیادی از نیروهای خود را به فرماندهی برجسته‌ترین چهره‌های نظامی همچون «ویفل»، «هاینینگ» و «مونتكمری» به فلسطین ارسال كند. این نیروها به اشغال مجدد فلسطین دست زدند و از آخرین تجهیزات نظامی خود برای تخریب شهرها و روستاهای فلسطین و آواره كردن فلسطینیان استفاده كردند و در تابستان سال 1939 آتش انقلاب بزرگ فلسطین را خاموش كرده و شمار زیادی از رهبران بزرگ فلسطین همچون «فرحان السعدی»، «محمد الصالح الحمد»،‌‌ «عبدالرحیم حاج محمد» و «یوسف ابودره» را به شهادت رساندند.

از دیگر سو، دولت انگلستان ـ در حالی كه مشغول سركوب انقلاب مردم فلسطین بود ـ به منظور یافتن راه‌حلی سیاسی بود. از همین رو، طرح تقسیم فلسطین را ملغی اعلام و زندانیان سیسیل را آزاد كرد و طرف عربی و یهودی را به پای میز مذاكرات در لندن فراخواند. كنفرانسی كه در فوریه 1939 و با حضور نمایندگانی از فلسطین و كشورهای عربی و همچنین نمایندگان یهودی در لندن تشكیل شد،‌ به هیچ نتیجه مشخصی نرسید و این مسئله باعث شد كه انگلیس خود بدون در نظر گرفتن نظرات طرفین راه‌حلی را ارائه دهد. پس از آن دولت انگلستان در می سال 1939 «كتاب سفید»‌ را منتشر كرد كه تا حدی به معنای پیروزی سیاسی فلسطینی‌ها بود. دولت انگلستان در این كتاب،‌ قاطعانه تاكید كرده بود كه تشكیل یك دولت یهودی در فلسطین در سیاست‌های این كشور هیچ جایگاهی ندارد و خواست انگلیس تشكیل یك دولت مستقل فلسطینی است كه در آن قدرت میان عرب‌ها و یهودی‌ها تقسیم شود. ضمنا بریتانیا از تصمیم خود برای تشكیل یك دولت فلسطینی طی ده سال آتی خبر داده و اعلام كرده بود كه میزان مهاجرت در 5 سال آینده از سقف 75 هزار نفر تجاوز نخواهد كرد و بعد از آن،‌ مهاجرت یهودی‌ها را متوقف خواهد ساخت مگر اینكه عرب‌ها خودشان خواستار تداوم مهاجرت یهودی‌ها باشند. از دیگر مسائلی كه انگلستان در كتاب سفید بر آن تاكید كرده بود،‌ ممنوعیت فروش زمین در برخی مناطق فلسطین بود‏، ضمن آنكه فروش زمین در دیگر مناطق نیز به صورت مشروط ممكن بود.

در این میان بیش‌تر رهبران فلسطینی با نظر به تردیدی كه نسبت به اجرای وعده‌های مذكور انگلستان داشتند، با مفاد كتاب سفید موافقت نكردند. از سوی دیگر، در طرحی كه از سوی انگلستان ارائه شده بود استقلال فلسطین منوط به موافقت یهودی‌ها و مشاركت آنها در حكومت بود و از طرف دیگر، بریتانیا در زمینه عفو عمومی انقلابیون و یا مصالحه با رهبر بزرگ فلسطین «حاج امین الحسینی» هیچ وعده‌ای نداد. علاوه بر همه اینها فلسطینی‌ها دور از خرد می‌دیدند كه خیلی سریع در مقابل طرحی كه در آن برخی امتیازات (به دشمن) داده شده بود، موضع موافق اتخاذ كنند. به هر حال گذشت زمان مشخص می‌كرد كه دولت انگلستان كه آن همه بر اجرای طرحش تاكید داشت، تا چه حد در اجرای این تصمیم خود جدی است. از سوی دیگر، یهودیان نیز مخالف اجرای طرح مذكور بودند.

تحولات سیاسی فلسطین از 1939 تا 1974

در سال‌های (1947ـ  1939) جنگ جهانی دوم رخ داد و فلسطینی‌ها در حالی وارد این دوره شدند كه قدرت و توان‌شان به تحلیل رفته بود و رهبران سیاسی انقلاب در جریان آن متفرق شده بودند. به عنوان نمونه حاج امین الحسینی در اكتبر سال 1939 به عراق رفت، ولی پس از سقوط حكومت ملی ضد استعماری در عراق كه وی نقش عمده‌ای در شكل گیری آن داشت، ابتدا به ایران و سپس به تركیه رفت و در نوامبر سال 1941 وارد آلمان شد.

حاج امین به منظور فراهم كردن بستری مناسب برای دستیابی عرب‌ها به حقوق شان، خود را ناگزیر به همكاری با آلمان‌ها یعنی دشمنان انگلستان دید و پیش‌نویس اعلامیه‌ای را تهیه كرد كه در آن دو دولت آلمان و ایتالیا وعده داده بودند كه از هیچ كمكی به كشورهای عربی تحث اشغال بریتانیا دریغ نورزند و استقلال كشورهای عربی را به رسمیت بشناسند و تلاش خود را صرف مقابله با اندیشه ایجاد وطن ملی برای یهودیان كنند،‌ البته آلمان انتشار مفاد این اعلامیه را مشروط به ورود نیروهای آلمانی به قفقاز كرده بود.

به هر حال حاج امین عملا از حضور خود در آلمان استفاده و تمام تلاش خود را صرف تشكیل یك ارتش عربی كرد. در این ارتش كه رسما در 2 نوامبر سال 1943 تأسیس و پی ریزی شد، آموزش نیروهای نظامی عرب توسط آلمان‌ها صورت می‌گرفت و عملا صدها جوان عرب از كشورهای مختلف عربی در قالب این ارتش، آموزش‌های نظامی را فرا گرفتند. ضمنا آلمان كمك‌های تسلیحاتی و مهماتی فراوانی به ارتش عربی ارائه داد و حتی 30 هزار قبضه سلاح در لیبی پنهان شده بود تا در لحظه مناسب مورد استفاده قرار گیرد. با این همه هنگام پیروزی انگلیسی‌ها و متفقین در جنگ جهانی دوم، فلسطینی‌ها و رهبران‌شان در وضعیت سخت‌تری قرار گرفتند. فرانسوی‌ها حاج امین الحسینی را دستگیری كردند. البته وی در ژوئن سال 1946 موفق به فرار شد و خود را به مصر رساند. ورود حاج امین به مصر شادی ملت فلسطین را با خود به همراه داشت. مردم سرتاسر كشور را آزین بسته و شادی و شعف در میان ملت حكفرما شده بود كه تمام اینها از محبوبیت فراوانی حكایت داشت كه این مفتی فلسطینی همچنان از آن بهره‌مند بود.

هیات عالی عربی فلسطین مجددا در 12 ژوئن 1946 و با تصمیم اتحادیه عرب تشكیل شد و حاج امین الحسینی ریاست آن را بر عهده گرفت. هیات عالی عربی فلسطین نماینده رسمی كشور به شمار می‌رفت. ولی مشكلاتی كه حاج امین با دولت اردن و عراق داشت و همچنین حضور ایشان در مصر كه در آن روزگار به نوعی تحت نفوذ و حاكمیت انگلستان بود، تا حدی قدرت عمل را از وی گرفته بود.

یهودیان از فرصتی كه جنگ جهانی دوم برای شان پیش آورده بود، نهایت استفاده را كرده و به منظور جلب حمایت بیش‌تر جهانیان، به بزرگ‌نمایی رخدادهایی پرداختند كه در آلمان و اروپای شرقی با آن مواجه بودند و بر این نكته تاكید می‌كردند كه هیچ جای امنی برای آنها وجود ندارد و تنها راه نجات آنها ایجاد یك كشور در فلسطین است. ضمنا در همین دوره و پس از كنفرانس بالتیمور ( Biltmore ) در سال 1942، توجه یهودی‌ها معطوف به قدرت بزرگ آن زمان یعنی آمریكا شد و توانستند خود را از حمایت‌های جمهوری خواهان و دمكرات‌ها بهره‌مند كرده و كتاب سفید بریتانیا (1939) را لغو کنند.

هنگامی كه «ترومن» رئیس جمهور آمریكا شد، توجه زیادی به صهیونیست‌ها كرد و در 31 آگوست سال 1945 از «اتلی» ( Attlee ) رئیس جمهور وقت انگلستان خواست كه صد هزار یهودی را به فلسطین منتقل كند. از دیگر سو، یهودیان نیز تلاش‌شان را وقف تهیه تجهیزات لازم نظامی كردند. در زمان جنگ جهانی اول 26 هزار نفر از یهودیان فلسطین در گروهان‌های یهودی ارتش انگلستان حضور داشتند، البته بیش‌تر آنها را اعضای سازمان «هاگانا» تشكیل می‌دادند كه بعدها از تجربیات جنگ استفاده و هسته اصلی تأسیس دولت یهود را تشكیل دادند. در سال‌های (1945ـ 1939) حدود 92 هزار یهودی دیگر راهی فلسطین شدند. در سال‌های (1948ـ 1946) شمار مهاجران یهودی به 61هزار نفر رسید. در سال‌های (1947ـ  1939) اشغالگران صهیونیست موفق به مصادره 270 هزار دونم از فلسطین شدند و در سال‌های (1940ـ  1948) 73 شهرك جدید را احداث كردند.

در این دوره در نتیجه فشار یهودی‌ها و آمریكایی‌ها از یك طرف و ضعف دولت‌های عربی از طرف دیگر، «بوین» وزیر امور خارجه وقت انگلستان با صدور بیانیه‌ای در تاریخ 14 نوامبر سال 1945 رسما كتاب سفید را ملغی اعلام كرد. در این بیانیه، دولت انگلستان خواستار تشكیل یك كمیته انگلیسی ـ آمریكایی برای تحقیق درباره مسئله فلسطین و ارائه نقطه نظراتش شد. صدور این بیانیه به صورت مستقیم به مداخله آمریكایی‌ها در مسئله فلسطین انجامید. كمیته انگلیسی ـ آمریكایی نیز پس از تشكیل در سال 1946 و بررسی این مسئله،‌ دستور و مجوز مهاجرت صد هزار یهودی به فلسطین و همچنین فروش آزاد زمین‌ به آن‌ها را صادر كرد.

دولت انگلستان در 2 آوریل سال 1947 از سازمان ملل متحد خواست كه مسئله فلسطین را در دستور كار خود قرار دهد. به دنبال آن مسئله فلسطین بعدی جهانی به خود گرفت و پس از آن سازمان ملل متحد كمیته‌ای بین المللی به نام Unscop را برای بررسی مسئله فلسطین و ارائه گزارشی در این خصوص مسئول كرد. این كمیته در نهایت گزارش و راه حل‌های خود را در تاریخ 31 آگوست سال 1947 تنظیم و ارائه كرد كه موارد آن را می‌توان اینگونه بر شمرد:

1ـ پایان دادن به قیمومت انگلستان بر فلسطین

2ـ تقسیم فلسطین به دو دولت مستقل عربی و یهودی‌

ضمنا بر اساس این طرح قدس نیز تحت نظارت بین المللی قرار می‌گرفت.

در كنفرانس صوفر و عالیه كه به ترتیب در 6سپتامبر 1947 و 15ـ 7 اكتبر سال 1947 برگزار شد، دولت‌های عربی تصمیم گرفتند كه به مخالفت با پیشنهادهای كمیته بین المللی مسئول پیگیری قضیه فلسطین بپردازند و نیرو و سلاح برای مردم فلسطین ارسال كنند و راه حل نظامی را در پیش گیرند.

قطعنامه 181سازمان ملل درباره تقسیم فلسطین

در 29 نوامبر سال 1947 مجمع عمومی سازمان ملل متحد قطعنامه 181 مبنی بر تقسیم فلسطین به دو دولت عربی و یهودی را صادر كرد. این قطعنامه با موافقت بیش از دوسوم اعضای سازمان ملل متحد و همچنین فشار آمریكا و حمایت روسیه به تصویب رسید.

در اینجا باید گفت كه مصوبات مجمع عمومی سازمان ملل متحد درباره فلسطین حتی با منشور سازمان ملل متحد نیز همخوانی نداشت. قطعنامه 181 سازمان ملل كاملا با اصول شكل‌گیری سازمان ملل متحد تعارض داشت ؛ اصولی كه بر اساس آن یك ملت در تعیین سرنوشت خود آزاد است ولی سازمان ملل از ملت فلسطین كه این مسئله در ارتباط مستقیم با سرنوشتش بود، هیچ نظری نخواست. علاوه بر این، مفاد مصوبه 181 بیانگر ظلم آشكاری است كه در حق مردم فلسطین روا داشته شد. بر اساس آن 45درصد از زمین‌های فلسطین به اقلیت مهاجر یهودی اعطا شد،‌ اقلیت مهاجری كه تنها 31/7درصد از جمعیت فلسطین را تشكیل می‌داد و تا آن زمان تنها 6/6درصد از زمین‌های فلسطینی‌ها را با روش‌های مختلف تصاحب کردند.

بالا