1
ـ
حكومت
عثمانی
در
سال
1887
استان
قدس
را
از
حیطه
نظارتی
سوریه
خارج
ساخت
و
خود
برای
نظارت
هر
چه
بهتر
و
توجه
بیش
تر
به
این
منطقه
مستقیما
آن
را
تحت
نظارت
حكومت
مركزی
(
باب
عالی
)
قرار
داد
.
علی
رغم
این
كه
شمار
یهودیانی
كه
از
سال
1881
تا
1914
كشورهای
خود
به
ویژه
روسیه
و
اروپای
شرقی
را
ترك
كرده
بودند،
به
دو
میلیون
و
366
هزار
و
941
نفر
رسید،
اما
تنها
55
هزار
نفر
از
آن
ها
یعنی
2/32
درصد
توانستند
به
فلسطین
مهاجرت
كنند
.
اكثریت
آن
ها
به
آمریكا،
اروپای
غربی
و
آمریكای
جنوبی
مهاجرت
نمودند
.
این
مسأله
خود
بر
موفقیت
نسبی
حكومت
عثمانی
در
جلوگیری
از
مهاجرت
یهودیان
به
فلسطین
تاكید
دارد
.
2
ـ
حكومت
مركزی
به
كنسولگری
های
خود
دستور
داد
تا
به
اطلاع
یهودیانی
كه
خواهان
مهاجرت
به
فلسطین
هستند
،
برسانند
كه
نمی
توانند
به
عنوان
تبعه
خارجی
در
فلسطین
اسكان
یابند
و
باید
برای
اقامت
در
فلسطین
تابعیت
دولت
عثمانی
را
كسب
و
به
قوانین
جاری
در
ایالت
هایی
كه
خواهان
اقامت
در
آن
ها
هستند،
پایبند
باشند
.
اما
با
وجود
این
سیاست
حكومت
عثمانی،
فعالیت
اسكان
و
شهرك
سازی
یهودیان
در
فلسطین
پیشرفت
قابل
ملاحظه
ای
داشت
.
عوامل
زیادی
از
جمله
حمایت
كنسولگری
های
خارجی
و
پرداخت
رشوه
به
برخی
كاركنان
دولت
عثمانی
كه
برخی
اوقات
تسلیم
فشارهای
پیاپی
طرف
های
خارجی
می
شدند،
در
این
زمینه
دخیل
بودند
.
یهودیان
هیچ
وقت
از
خرید
زمین
و
احداث
شهرك
در
فلسطین
دست
نكشیدند
و
با
جدیت
زیاد
به
این
كار
ادامه
می
دادند
.
3
ـ
تأسیس
سازمان
جهانی
صهیونیسم
world Zionist Organization
و
تشكیل
اولین
كنگره
جهانی
آن
در
بال
سوئیس
در
تاریخ
27
تا
29
آگوست
1897
به
ریاست
تئودور
هرتزل
گام
نخست
صهیونیست
ها
برای
اجرای
توطئه
های
صهیونیسم
برای
برپایی
دولتی
یهودی
در
سرزمین
فلسطین
قلمداد
می
شود
.
هرتزل
برای
عملی
شدن
پروژه
صهیونیسم
بر
تماس
با
دیپلمات
های
كشورهای
جهان
حریص
بود
و
تلاش
می
كرد
كه
موافقت
قدرت
های
بزرگ
جهانی
به
خصوص
انگلستان
را
با
این
طرح
خود
جلب
كند
.
با
توجه
به
منافعی
كه
این
طرح
برای
استعمار
صلیبی
غرب
داشت،
هرتزل
تلاش
نمود
تا
دولت
عثمانی
را
به
فروش
بخشی
از
فلسطین
به
یهودیان
و
دادن
خودمختاری
به
آن
ها
ـ
تحت
حاكمیت
حكومت
عثمانی
ـ
و
اجازه
به
یهودیان
برای
مهاجرت
به
فلسطین
اقناع
كند
.
همه
این
درخواست
ها
در
مقابل
پیشنهاد
كمك
مالی
هنگفت
و
بسیار
فریبنده
ای
صورت
می
گرفت
و
در
آن
حال
هم
دولت
عثمانی
به
شدت
به
این
اموال
نیاز
داشت،
اما
سلطان
عبد
الحمید
دوم
(1876
تا
1909)
به
شدت
با
این
درخواست
ها
مخالفت
كرد
و
در
مقابل
توطئه
های
یهودیان
ایستادگی
كرد
و
در
پاسخ
به
این
پیشنهاد
هرتزل
گفت
:«
به
او
نصیحت
می
كنم
كه
این
فكر
را
از
ذهنش
دور
كند
.
نمی
توانم
حتی
یك
وجب
از
خاك
فلسطین
را
بفروشم
.
چرا
كه
ملك
من
نیست،
بلكه
از
آن
امت
اسلام
است
.
ملتم
با
جانفشانی
و
دادن
خون
های
زیاد
این
امپراتوری
را
به
دست
آورده
اند
و
با
خون
خود
نیز
آن
را
تقویت
كردند
و
همچنان
با
خون
خود
از
آن
محافظت
می
كنیم
و
به
احدی
اجازه
نمی
دهیم
كه
از
آن
غصب
كند
.
یهودیان
بیلیون
های
(
پول
)
شان
را
نزد
خود
نگه
دارند
و
در
صورتی
كه
امپراتوری
عثمانی
تجزیه
شد،
یهودیان
بدون
پرداخت
چیزی
فلسطین
را
به
دست
می
آورند،
اما
این
امپراتوری
مگر
از
روی
اجساد
ما
تجزیه
شود
.
هرگز
به
هر
هدف
و
غرضی
كه
باشد،
اجازه
نخواهیم
داد
كه
سرزمین
های
اسلامی
تكه
تكه
شوند
.»
جنگ
جهانی
اول
و
بیانیه
بالفور
با
شروع
جنگ
جهانی
اول
در
سال
1914
جمعیت
یهودیان
در
فلسطین
حدود
80
هزار
نفر
بود،
اما
حمایت
یهودیان
از
انگلستان
و
متفقین
علیه
دولت
عثمانی
باعث
شد
كه
عثمانی
ها
در
طول
جنگ
(1914
تا
1918)
عرصه
را
بر
یهودیان
تنگ
كنند
و
جلوی
فعالیت
های
آن
ها
در
فلسطین
را
بگیرند
.
بنابراین
جمعیت
یهودیان
در
پایان
جنگ
به
55
هزار
نفر
کاهش
یافت
.
بریتانیا
با
در
پیش
گرفتن
سه
نوع
سیاست
متناقض
و
متضاد
درصدد
تضمین
نفوذ
خود
در
بلاد
شام
و
عراق
برآمد
و
به
خاطر
تحقق
اهداف
خود
و
پیروزی
در
جنگ
توجه
زیادی
به
این
تناقضات
نمی
كرد
.
سیاست
اول
:
مذاكره
با
شریف
حسین
بن
علی
امیر
حجاز
(
نامه
های
حسین،
مكماهون
ژوئن
1915
،
مارس
1916)
جهت
ترغیب
او
به
تلاش
برای
قیام
كشورهای
عربی
علیه
عثمانی
ها
در
مقابل
استقلال
بیش
تر
مناطق
جزیره
العرب
و
سرزمین
شام
و
عراق
و
حكمرانی
شریف
حسین
بر
این
مناطق
سیاست
دوم
:
مذاكره
با
فرانسه
در
مورد
آینده
عراق
و
سرزمین
شام
(
روسیه
هم
بعدا
به
این
مذاكرات
پیوست
)
در
جریان
این
مذاكرات
معاهده
سایكس
پیكو
Agreement Sykes - picot درمه 1916 بهامضایطرفهایمذاكرهكنندهرسیدوبراساسآنبیشترعراقوشرقاردنومنطقهحیفادرفلسطینبهانگلیسودرمقابلهملبنانوسوریهبهاستعمارفرانسهواگذارشد. باتوجهبهنظركلیهطرفها،توافقشدكهسرزمینفلسطینتحتنظارتبینالمللیادارهشود.
سیاستسوم: گفتوگوباسازمانجهانیصهیونیسمدربارهآیندهفلسطین.
نیاز
مبرم
بریتانیا
به
استفاده
از
نفوذ
گسترده
یهودیان
در
آمریكا
برای
واداشتن
این
كشور
به
حمایت
از
متفقین
در
جنگ،
انگلیسی
ها
را
به
مذاكره
با
جنبش
صهیونیسم
مجبور
ساخت
. (
این
امر
در
مارس
1917
اتفاق
افتاد
و
آمریكا
از
متفقین
حمایت
كرد
.)
علاوه
بر
آن،
یهودیان
و
صهیونیست
ها
از
طریق
هربرت
ساموئل
یهودی
وزیر
كشور
،
لوید
جرج
نخست
وزیر
صهیونیست
زده
و
بالفور
وزیر
امور
خارجه
نفوذ
زیادی
در
حكومت
بریتانیا
داشتند
.
نتیجه
این
نفوذ
صدور
بیانیه
بالفور
در
2
نوامبر
1917
بود
.
بر
اساس
این
بیانیه
بریتانیا
متعهد
شد
كه
وطنی
ملی
برای
یهودیان
در
فلسطین
ایجاد
كند
.
این
بیانیه
و
وعده
به
یهودیان
از
عجیب
ترین
و
شگفت
انگیزترین
وعده
ها
در
طول
تاریخ
بشر
است
.
این
بیانیه
كاملا
با
معاهدات
و
پیمان
نامه
های
بین
المللی
تعارض
داشت
و
صادر
كنندگان
آن
صاحبان
اصلی
یك
سرزمین
را
قربانی
منافع
پلید
خود
كردند
.
بریتانیا
متعهد
شد
سرزمینی
را
كه
مالك
آن
نیست،
به مردمیكهاستحقاقآنراندارند،ببخشد. ایناتفاقزمانیافتادكهبریتانیامدعیدفاعازارزشهاواصولانسانیبود.
متن بیانیه بالفور:
2
نوامبر
1917
م
.
عزیزم
لورد
روچلد
بسیار
مایه
خوشحالی
است
كه
به
نیابت
از
حكومت
اعلی
حضرت
مطلب
زیر
را
كه
تامین
كننده
آرزوهای
یهودیان
و
صهیونیست
هاست
و
به
وزارت
امور
خارجه
پیشنهاد
و
با
آن
موافقت
شده
است،
به
اطلاع
جنابعالی
برسانم
:
«
حكومت
اعلی
حضرت
به
موضوع
تأسیس
وطنی
ملی
برای
ملت
یهود
در
فلسطین
به
دیده
موافق
می
نگرد
و
نهایت
سعی
خود
را
برای
تحقق
این
هدف
به
كار
می
گیرد،
مشروط
بر
این
که
هیچ
گونه
اقدامی
كه
ناقض
حقوق
مدنی
و
دینی
پیروان
دیگر
ادیان
غیر
یهودی
در
فلسطین
و
حقوق
و
وضعیت
سیاسی
یهودیان
در
كشورهای
دیگر
باشد،
صورت
نگیرد
.
بسیار
خرسندم
اگر
اتحادیه
هیأت
های
صهیونیستی
را
در
جریان
این
مطلب
قرار
دهید
.
ارادتمند
شما
آرتور
بالفور
مقاومت
فلسطینیان
دربرابر
پروژه
صهیونیسم
در
عهد
امپراتوری
عثمانی
مقاومت
علیه
فعالیت
های
شهرك
سازی
یهودیان
در
فلسطین
از
همان
زمان
آغار
اجرای
طرح
صهیونیسم
در
فلسطین
شروع
شد
و
از
اولین
مراحل
اجرای
این
طرح
در
زمان
امپراتوری
عثمانی،
درگیری
هایی
میان
كشاورزان
فلسطینی
و
شهرك
نشینان
یهودی
در
سال
1886
روی
داد
.
وقتی
رشاد
پاشا
به
عنوان
حاكم
قدس
انتخاب
شد
و
نسبت
به
صهیونیست
ها
ابراز
ارادت
و
محبت
كرد،
تعدادی
از
شخصیت
های
معروف
قدس
در
مه
1890
نامه
های
اعتراض
آمیزی
علیه
او
نوشتند
و
در
24
ژوئن
1891
م
.
نیز
نامه
اعتراض
آمیزی
در
این
خصوص
برای
صدر
اعظم
(
نخست
وزیر
)
دولت
عثمانی
ارسال
كردند
و
در
آن
خواستار
ممانعت
از
مهاجرت
یهودیان
روسی
به
فلسطین
و
تحریم
تملك
اراضی
توسط
آن
ها
شدند
.
علمای
فلسطین
و
نمایندگان
آن
ها
در
حكومت
عثمانی
و
روزنامه
های
فلسطین
خطر
اسكان
یهودیان
در
فلسطین
را
گوشزد
كردند
و
خواستار
اتخاذ
تدابیر
لازم
برای
مقابله
با
این
مسأله
شدند
.
شیخ
محمد
طاهرالحسینی
مفتی
قدس
در
سال
1897
در
راس
كمیته
ای
محلی
و
با
اختیاراتی
كه
حكومت
عثمانی
به
وی
داده
بود،
روند
انتقال
مالكیت
اراضی
در
استان
قدس
را
به
دقت
موردبررسی
و
تحت
نظر
قرار
داد
و
از
فروش
زمین
های
زیادی
به
یهودیان
جلوگیری
كرد
.
شیخ
سلیمان
تاجی
فاروقی
بنیانگذار
حزب
ملی
عثمانی
در
سال
1911
و
افراد
مشهوری
نیز
چون
یوسف
خالدی،
روحی
خالدی،
سعیدالحسینی
و
نجیب
نصار
هر
كدام
جداگانه
نسبت
به
خطر
صهیونیسم
هشدار
داده
بودند
.
زمینهاییکهیهودیاندرعهدعثمانیتملککردند
همزمان
با
شكل
گیری
مسأله
و
مشكل
یهودیان
در
اروپا
و
تشدید
دشمنی
با
آن
ها
به
خصوص
در
روسیه
و
اروپای
شرقی
و
تدوین
راهبرد
صهیونیسم،
شمار
مهاجران
یهود
به
فلسطین
و
اسكان
آن
ها
در
این
سرزمین
به
خصوص
در
دو
دهه
اخیر
قرن
نوزدهم
روند
فزونی
یافت
.
یهودیان
در
این
زمان
احداث
شهرك
های
كشاورزی
مانند
شهرك
بتاح
تكفا
(
كه
در
سال
1878
ساخته
شد
و
مجددا
در
سال
1882
بازسازی
شد
)
و
ریشون
لیتسون
و
زخرون
یعقوب
در
سال
1882
را
آغاز
كردند
.
سپس
شهرك
های
دیگری
با
حمایت
مالی
روچیلد
میلیونر
مشهور
یهودی
احداث
و
صندوق
ملی
یهودیان
«
كرین
كایمیت
»
هم
توسط
سازمان
جهانی
صهیونیسم
تأسیس
شد
.
همزمان
با
پایان
دوران
دولت
عثمانی
در
فلسطین
در
سال
های
1917
و
1918
یهودیان
420
هزار
دونم
یعنی
42
هكتار
زمین
معادل
1/56
درصد
مساحت
فلسطین
را
در
اختیار
داشتند
.
یهودیان
این
مقدار
زمین
را
هم
كه
دولتی
بود،
به
بهانه
های
مختلفی
از
جمله
اصلاح
آن
و
تأسیس
آموزشگاه
های
كشاورزی
به
دست
آوردند
و
احیانا
هم
آن
ها
را
خریداری
می
كردند
و
با
سوء
استفاده
از
فساد
دستگاه
اداری
دولت
عثمانی
در
آن
زمان
از
پرداخت
رشوه
برای
رسیدن
به
مقاصد
شوم
خود
بهره
جستند
.
|